ایستگاه آسمانعضويت در شهدای امدادگرگلهای همیشه بهار» بیسیم چی شهدای امدادگر
0936-511-5966 » پست الکترونیک |
طنز جبهه لبخند خاکیيا بخور يا گريه كن !!!در مورخه : سه شنبه، 1 ارديبهشت ماه، 1388 موضوع : لبخندهای خاکی
يا بخور يا گريه كن !!!
مي گفت مراسم دعاي كميل بود. صفدر ميرزايي با كماشبندي بالاي تپه نگهبان بودند، دعا از بلندگو پخش مي شد و در گوشه و كنار هر كس براي خودش خلوت و حالي داشت. كماشبندي مي گفت: «آن شب، ميرزايي حدود دو كيلو انار با خودش آورده بود روي تپه سر پُست، تا آخر دعا مي خورد و گريه مي كرد.» پرسيدم: «مگر مي شود هم خورد و هم گريه كرد؟» گفت: «وقتي عبارت خواني مي كردند آنها را مي فشرد و بعد از ذكر مصيبت و گريه يكي يكي همان طور كه سرش پايين بود مي مكيد. كاري كه گمان نمي كنم كسي تا به حال كرده باشد!» به او مي گفتم: «بابا يا بخور يا گريه كن، هر دو كه با هم نمي شود.» _MOREخواهر اوشین در عملیات مرصاددر مورخه : شنبه، 19 تير ماه، 1389 موضوع : لبخندهای خاکیخواهر اوشین در عملیاتمرصاد
آخرین روزهای عملیات مرصاد سپری شده بودند. نفس منافقین كوردل داشت قطع میشد. بچههای گردان روحالله داشتند آماده میشدند بروند كمك بچههای گردان امام سجاد(ع). تازه از مانور عملیاتی برگشته بودیم و خسته و كوفته و دلخور از اینكه نتوانستیم برویم غرب،توی چادرهای پادگان اندیمشك لمیده بودیم. اخبار ساعت هشت شب را از بلندگوی گردان شنیدیم. كتری بزرگ روی اجاق داشت میجوشید. خوردن یك شیشه مرباخوری چایی آتشی جان میداد. شنبه شب بود و میشد رفت حسینیه گردان پای تلویزیون نشست و یك سریال درست و حسابی دید. _MORE |
بی سیم چی
کوله پشتی ها بر زمین مانده، خالی است؛ اما آیا سنگینی آن را بر دوشت احساس نمی کنی ؟! مناسبت های ماه![]()
تیرماه
23 تیر 1361 : |