تاریخ : شنبه، 19 تير ماه، 1389
موضوع : لبخندهای خاکی

خواهر اوشین در عملیات مرصاد

خواهر اوشین در عملیاتمرصاد

 

آخرین روزهای عملیات مرصاد سپری شده بودند. نفس منافقین كوردل داشت قطع می‌شد.پايگاه جامع اطلاع رساني شهداي امدادگر

بچه‌های گردان روح‌الله داشتند آماده می‌شدند بروند كمك بچه‌های گردان امام سجاد(ع).

تازه از مانور عملیاتی برگشته بودیم و خسته و كوفته و دلخور از اینكه نتوانستیم برویم غرب،توی چادرهای پادگان اندیمشك لمیده بودیم.

اخبار ساعت هشت شب را از بلندگوی گردان شنیدیم. كتری بزرگ روی اجاق داشت می‌جوشید. 

خوردن یك شیشه مرباخوری چایی آتشی جان می‌داد. 

شنبه شب بود و می‌شد رفت حسینیه گردان پای تلویزیون نشست و یك سریال درست و حسابی دید.



شنبه‌ها بعد از خبر، سریال ژاپنی «سال‌های دور از خانه» پخش می‌شد.

بلندگوی تبلیغات گردان روشن شد و صدای برادر كافشانی (از بچه‌های تبلیغات گردان) حالی حسابی به بچه‌های گردان داد.

آقای كافشانی با لحنی آرام و پرهیجان اعلام كرد:

برادرانی كه می‌خواهند سریال خواهر اوشین را تماشا كنند، به حسینیه گردان.

 صدای انفجار خنده بچه‌های رزمنده بود كه به هوا بلند شد ...


طنز جبهه لبخند خاکی

منبع این مقاله : :پايگاه جامع اطلاع رساني شهداي امدادگر
آدرس این مطلب : http://www.shohada-emdadgar.ir/19/خواهر-اوشین/